۱۳۸۷ تیر ۷, جمعه

شطرنج و انسان


در شطرنج پس از حركت چهارم بي‌نهايت امكان حركت و بازي بين دو طرف وجود داره! البته با وجودي كه پيش بيني اين حركت‌ها براي هيچكس امكان پذير نيست، اما هر كسي كه بتونه حركت‌ها و پاسخ‌هاي بيشتري از طرف مقابلش را پيش‌بيني كنه (معمولا سه تا چهار و در مواقع نادر پنج حركت بعدي)، مي‌تونه برنده بازي باشه! و زيبايي شطرنج هم به همين توان و ظرفيت حريف‌ها بستگي داره و حركت هاي قشنگي كه در پي اين پيش بيني ها بروز مي كنه!
پيچيدگي رفتار بشر بحدي است كه هيچ دو كس را شبيه هم نمي تواني بيابي ... و يك نكتة ديگه كه مي‌گن زندگي خيلي شبيه شطرنجه:
- اگر بازي نكني، مي‌گن بلد نيستي؛
- اگر بد بازي كني، مي بازي؛
- و اگر خوب بازي كني و بقيه را شكست بدهي، همه به دنبال شكست دادن تو بر مي‌آن.

۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه

مادر واسطه ي آفرينش


خواستم ديروز چند خطي در مورد مادر بنويسم كه به دليل نقص فني امكان پذير نشد.
اما چيزي كه مي خواستم بنويسم اين بود:
مادر يعني مجموعه ي ويژگي ها و كارهاي خوب و قشنگي است كه تو اين دنيا مي تونيم به كسي نسبت بدهيم.مادر هديه اي است از آسمان و مادر لطف خداست بر بندگانش و اينكه زيباترين نگاه، گرم ترين نوازش، شيرين ترين كلام، دلچسب ترين غذا، بي رياترين محبت، ظريف ترين تابلوي اين جهان، امن ترين آغوش ، مقدس ترين واژه ي آفرينش و... همگي متعلق به مادر است.
هر چي بگيم كم گفتيم براي اين آفريده ي پروردگار كه واسطه ي اوست در آفرينش.
پ.ن: شايد بدونيد شايد هم نه، اونايي كه بچه دارن بهتر درك كنن، اگه يه نوزاد بي تابي مي كرد و دسترسي به مادرش نداشتين، روسري مادرش را به او بدهيد، بطرز حيرت آوري آن را در آغوش مي كشه و آروم مي شه.

۱۳۸۷ خرداد ۱۹, یکشنبه

انتخاب


زندگي همواره محل گزينش هاي گوناگون است. بكنم يا نكنم؟ بروم يا نروم؟
و هر گزينشي دو پايه داره: نخست شناخت از خود و خواسته ها و داشته هاي خود و دوم شناخت از موضوع انتخاب و داشته هاي آن و پاسخ به اين پرسش مهم كه آيا مورد انتخاب مي تونه خواسته هاي من را برآورده كنه يا نه؟ و اگه بخوام عملگراتر حرف بزنم اينكه كدام بخش يا ويژگي مورد انتخاب مي تونه بيشترين پوشش را به خواسته هاي من بده؟
اين دو پايه لازم و ملزوم يكديگرند؛ عمل به هر كدام بدون ديگري ممكنه به سرانجام خوشايندي نرسه.
نكته مهمي كه در باره اين دو پايه بايد بخاطر بسپريم اينه كه چه چيزهايي براي ما مهم هستند؟ چه ويژگي از خودتان با ويژگي مورد گزينش همپوشاني دارند و اين همپوشاني تا چه حد تامين كننده ي خواست شماست؟ در اين مورد نوشتن روي يه كاغذ خيلي مي تونه كمك كنه.
بطور مثال اگه قراره در مورد همسر آينده تان تصميم بگيريد‘ ببينيد چه چيزي شما مهمه: موقعيت اقتصادي يا فرهنگي خانواده همسر؟ تحصيلات؟ توانايي هاي عمومي؟ يا خوشگي؟ ...
مهم اينه كه بسادگي خواسته هاي خودتان را روي كاغذ بنويسيد و به هر كدام يك امتياز بدهيد و آنها را اولويت بندي كنيد.
البته مهمترين بخش ماجرا كه تصميم گيري را دشوار مي كنه اينه كه ما هميشه شناخت كافي نداريم؛ چه از مورد گزينش و يا حتي از خودمان كه اين يكي خيلي مهمتره!
اگه بتونيد از خواسته ها و نيازها و داشته هاي خودتان شناخت كافي بدست بيارين‘ مي تونيد با اطمينان بالايي نسبت به انتخاباتان بررسي و سپس تصميم گيري كنيد.
و البته سر آخر توكل به خدا را فراموش نكنيد!